آهوی وحشی
از روی ترس
امید دیوسالار
اینجا آزادیست
بانو
برای عشق
بریده بریده، مـ یــ نــ ویــ ســ مـ
بـِلَنک لایف
بوی بارون ، قهوه ، سیگار
بی انصافی کردی زمونه
تابستونی
تراوشات مغزی یک«م.علی»
تـو يعنــي نـــ م نـــ م بــــ ارون
حالا بی حساب شدیم
حرفهایم
حریم ما
حلقه
حیاط خلوت
خدایا ، دلم مینویسد
خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند
خورشید پشت ابر
داستان عاطفه
دختر پارسی
درد نوشته‌های یک روشن‌فکرنما
دلنوشته
دو نیمه ی سیب
دیفار
دیوار نوشت کوچه پشتی
دیگری در من
راز شبنم
زیر نور ماه
سال ها تو را جستوجو کرده ام
سرودن با دوربین
شهادت دروغ
صرع گیجه
فاز سیّال
فصل خاکستری
فیلسوف تنها
قمار باز
قیچی
مجتبی درویشی
محو
مستخدمه‌ی اتاق هفده
من و خودم
مینویسم تا بماند در یاد
می‌رقصم ، به ساز ناکوک روزگارم
نگاه
هسツی
پا برهنه تا ماه
پارادوکس های ذهن شلوغ پلوغ من
پرواز قاصدک
پی نوشت
کمی با من باش
کوریون
کولکاویس
کُنتس
گورستان یک روانی

  • لیست همۀ پیوندها

  • صفحه نخست
    پیام خصوصی


    بهمن ۱۳۹۰ (۴)
    دی ۱۳۹۰ (۳)
    آذر ۱۳۹۰ (۶)
    آبان ۱۳۹۰ (۱۰)
    مهر ۱۳۹۰ (۲۲)
    شهریور ۱۳۹۰ (۵۴)


    آسمون خاکی (۵)
    نانوشته‌ها (۷۹)
    نماز قضا (۱۴)
    چرتیات (۱)


    ملاقاتی آنلاین : 2
    ملاقاتی امروز : 26
    ملاقاتی دیروز : 147
    ملاقاتی کل : 26667

    rss search

    
    next page next page close

    نود ُ نهمین

    فقط من میشناختم‌اش ؛

    “بوی لباس‌هایش”را

    بهتر از خودش میشناختم.

     

     

     


    
    next page next page close

    نود ُ هشتمین

    تو به تک‌تک ِ لحظه‌های من؛

    یک بودن بدهکاری

     

     

     

     


    
    next page next page close

    نود ُ هفتمین

    عشق را یا باید قمار کرد

    یا باید هرروز به صفحه فوت روزنامه اکتفا کرد

     

     

     

     


    
    next page next page close

    نود ُ ششمین

    “اسم” ِ تو ؛

    قشنگترین ذکری بود که من تو عمرم گفتم.

     

     

     

     


    
    next page next page close

    نود ُ پنجمین

    لکنت زبانت را دوست دارم ؛

    وقتی اسمم را صدا می‌کنی.

     

     

     

     


    
    next page next page close

    نود ُ چهارمین

    عاشقانه‌های من

    و

    خیال دامن‌های تو

    عاشقت(عاقبت) یک روز کافه‌های شهر به دادمان خواهد رسید.

     

    [+]


    
    next page next page close

    نود ُ سومین

    دست کشیدن از تو ؛

    کار این دل نیست

     

     

     

     عالی نوشت : من بی تو


    
    next page next page close

    نود ُ دومین

    سهم من از تو

    “غروب بی طلوع”

    نبود

    -

    کوریون نوشت :

    ناگهان تو رفته بودی؛

    مثل پاییز ، از تن برگ ها


    
    next page next page close

    نود ُ یکمین

    شب عاشورا

    هرکی یه دعایی میخونه برا خودش ، ما هم زیارت عاشورای عاشقی خودمون

    حسین که از یزید جواب نگرفت ، شاید ما از معشوقه جواب گرفتیم

    -

    بسم ِ چشمات

    اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَهَ وَ یَزیدَ و نارفیقان

    اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى طرف 

    اگر قرار است فردا هم بی‌او بگذرد ، مکن ای صبح طلوع

    -

    پ.ن : این پست یک تمسخر دینی نیست.


    
    next page next page close

    نودمین

    هرکس،

    هرجا،

    معشوقه‌اش را دیده باشد،

    آنجا،

    معبودگاه اوست.

    مثل من،در “خواب“هایش حتی.

    -

    این پست یک کپی نیست +


    
    next page next page close

    هشتاد ُ نهمین

    تو چیزی بیش از یک خیالی

    یا یک بغض سنگین بعد از خواب

    یا درد ُ دل با یک نخ سیگار

     

     

     


    
    next page next page close

    هشتاد ُ هشتمین

    عزادار شده‌ام

    مشکی می‌پوشم

    گریه می‌کنم

    “نبودنت را”

    -

    دریابید + +


    next page

    نود ُ نهمین

    فقط من میشناختم‌اش ؛ “بوی...
    article post

    نود ُ هشتمین

    تو به تک‌تک ِ لحظه‌های من؛ یک بودن...
    article post

    نود ُ هفتمین

    عشق را یا باید قمار کرد یا باید هرروز به صفحه فوت...
    article post

    نود ُ ششمین

    “اسم” ِ تو ؛ قشنگترین ذکری بود که من تو عمرم...
    article post

    نود ُ پنجمین

    لکنت زبانت را دوست دارم ؛ وقتی اسمم را صدا...
    article post

    نود ُ چهارمین

    عاشقانه‌های من و خیال دامن‌های تو عاشقت(عاقبت)...
    article post

    نود ُ سومین

    دست کشیدن از تو ؛ کار این دل...
    article post

    نود ُ دومین

    سهم من از تو “غروب بی طلوع” نبود - کوریون...
    article post

    نود ُ یکمین

    شب عاشورا هرکی یه دعایی میخونه برا خودش ، ما هم...
    article post

    نودمین

    هرکس، هرجا، معشوقه‌اش را دیده...
    article post

    هشتاد ُ نهمین

    تو چیزی بیش از یک خیالی یا یک بغض سنگین بعد از...
    article post

    هشتاد ُ هشتمین

    عزادار شده‌ام مشکی می‌پوشم گریه...
    article post